سلام دوستان بخش دوم سخنان خانم کامکار روانشناس خوب برنامه تصویر زندگی را در خصوص
هفته تعلیم و تربیت را ارائه میکنم.امیدوارم دوست داشته باشید.
خانم کامکار مبحث را اینگونه آغاز کردند:
یک مسئله مهم در امور تربیتی این است که بچه ها گروهی باهم کار کنند.
صندلی بازی یادتونه؟یک همایش کیفیتی داشتیم در سال ۸۸
ما 9صندلی میگذاریم به 10بچه می گوییم بدوند و هر کسی که جا پیدا نکند سوخته.
می دانید الان در مهد کودک های ژاپن دارند چکار میکنند؟
9صندلی می گذارند و به 10 بچه میگویند اگر 1نفرتان بدون جا بماند همتان سوختید.
باید یاد بگیرد 10نفر رو 9صندلی بنشینید.

این معنی یک کار گروهیست .
این معنی اینست که من پیامبری دارم که شرایط آزادی اسرا را باسواد کردن آدمها می دانست .
ببینید ما هنوز معلمهایی را قطعا بخاطر داریم که جزوهاشون رو تاکثیر نمی کردن
از ترس اینکه یک معلم دیگری از جزوهاشان استفاده کند.
و شما الان دارید می بینید در اینترنت چه اتفاقی دارد می افتد!
کل کتاب روی صفحه شماست تا پیرینت بگیرید.
مطلب دیگر اینکه مربی های تربیتی خیلی ازش استفاده میکنند مسئله قصه گویست.
خود لغت قصه به معنی دنبال کردن است به معنی پی جویی است.
میگویند قصه به این دلیل جالبه که فردی که میشنود به دنبالش میرود.
حالا چرا بعضی اوقات بچه های ما قصه های ما رو دوست ندارند؟
شاید برای اینکه قصه به صورت مستقیم بیان میشه و بچه ها خودشان را درقالب قصه
نمی توانند بگنجانند برای همین دوست ندارند.
اصلا باید قصه غیر مستقیم بیان شود .
تمام کارتونهای زیبایی که ساخته میشود حیوان دارد حرف می زند،ماه وخورشید
حرف میزند،ما داریم چکار میکنیم؟
جاندارپنداری را درشون ایجاد میکنیم .
مثلاً اگر بچه ای لگد به درختی زد بهش میگوییم نکن مامان دردش میاد ،
ممکن شما درد رو نبینید یا درخت آخ که میگه نشنوید .
قصه بخاطر غیر مستقیم بودنش دلپذیر می شود.
خیلی وقتها ما میدانیم یک کاری را داریم اشتباه انجام میدهیم
اما دوست نداریم کسی مستقیم بهمان بگوید
و شیوه غیر مستقیم گویی قصه انسانها را به خودشان می آورد حتی بچه های کوچک.

آن وقت ما دقیقا راجب مسائله دین تو خیلی از مراحل خشک و سرد برخورد میکنیم.
آن هم بطور مستقیم
یعنی چیزی که در قالب ذهنی خودمان است را وارد قالب ذهن یک بچه 4یا 5سال میکنیم.
یک مربی که میخواهد درس دین دهد یعنی درس عشق بدهد باید عاشق باشد.
یعنی اصلا بچه دین رو چیزی جز عشق نباید ببیند ،به همین دلیل خیلی از فیلمهای و
سریال های تلوزیونی را توصیه میکنم به خانواده ها که نگذارید بچه های کوچکتان ببیند .
چون بچه نمی داند جنگ چیست؟یا خون خواهی چه معنی میدهد؟
و این گوشه ذهن بچه می ماند که چرا در یک شرایط اسلامی همش همه دارند
با هم دعوا میکنند؟چرا یک نفر را به زندان می اندازند؟
مگر اینکه شما جزو پدر و مادرهایی باشید که خیلی به بچه توضیح دهید .
یعنی زمینه سازی فکری برایشان کنید
که همون جمله زیبای فیلم محمد رسول الله :از راه دلها وارد شوید.
ادامه دارد.........................................
بخشی از سخنان سرکار خانم شیده کامکار روانشناس برنامه تصویر زندگی