سال نو مبارک

سلام دوستان پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک میگم امیدوارم سال 92 سالی باشه پر از شادی و موفقیت برای همه شما عزیزان متشکرم که امسال بهم افتخار دادید و بهم سرزدید و نظر گذاشتید این برام خیلی با ارزشه . وقتی سر به وبلاگ هاتون زدم خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم . امیدوارم من رو از دعای خیرتون سر سال تحویل محروم نکنید.

پاینده باشید و تا نوروز ۹۲ که انشالله بادست پربیام خداحافظ

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

(سعدی)

پستوی خانه

امیدوارم همه ی ما در پستوی خانه ی تنهایمان تنها یک چیز ما را تکان دهد و آن فکر ما باشد

نه راه چشم بسته دیگران.

(نویسنده:آزاده)

پنجره

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل تنگ من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست.

روز درختکاری

همه ساله در ۱۵اسفند روز درختکاری در ایران گرامی داشته می شود . درختکاری یکی از سنن پسندیده در اسلام است که به کرات نسبت به آن در روایات تاکید شده است . امام صادق در این باره می فرمایند : شش چیز است که مومن پس از مرگ از آنها بهره مند می شود: فرزند صالح، مصحفی که از او بماند ، چاه آبی که حفر کرده باشد، آبی که جاری کند، سنت نیکی که بنهاد و درختی که بکارد.
روز درختکاری یکی از روزهای سال است که در آن مردم تشویق به کاشتن نهال می‌شوند. این روز در چندین کشور گرامی داشته می‌شود. معمولاً در روزهای پایانی زمستان یا روزهای نخست بهار است. در ایران این روز ۱۵ اسفند (۵ مارس) هر سال است.در ایران (هفته منابع طبیعی از ۵ تا ۱۲ مارس) و آفریقای جنوبی (۱ تا ۷ سپتامبر) علاوه بر این، هفته‌ای برای گرامی‌داشت گیاهان تعیین شده است.این روز برای نخستین بار توسط جولیوس استرلینگ مورتون از ایالت نبراسکا در ۱۰ آوریل ۱۸۷۲ پایه گذاشته شد. در ایالات متحده بعدها این روز (Arbor Day)، به چهارمین جمعه آوریل، منتقل شد.

به دست خود درختی می نشانم به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخـم چــمن بر روی خاکش برای یــــــادگاری می فشـــانم

هفته تعلیم و تربیت(بخش سوم)

سلام دوستان بخش سوم هفته تعلیم و تربیت سرکار خانم شیده کامکار را در اختیاران میگذارم امیدوارم دوست داشته باشید.

خانم کامکار اینگونه آغاز کردند:

یک یادآوری مهم از بزرگوارانی چون دکتر غلام حسین شکوهی که پدر تعلیم و تربیت ایران نامگذاری شدن که کتابی دارن به نام تعلیم و تربیت و مراحل رشد آن .

یادی از دکتر محمد علی کاردان که رشته تعلیم و تربیت را وارد دانشگاه های ایران کردند و مقاله ای دارند به نام روش تحقیق و تربیت اسلامی

و خانم پریدخت دادستان که روانشناسی رشد را در ایران به گونه ای دیگر ارائه دادند.

واما اصل مطلب:

بسیاری از بزرگواران در حال حاضر دارند تاکید میکنند که ما باید از سمت تعلیم به سمت تربیت برویم.

مسئول تبلیغات اسلامی در سایت تبلیغات اسلامی این نکته را گوش زد کردند

که در زمینه مسائل دینی اطلاعات به بچه ها داده میشه اما چرا در برخی نمود خارجی ندارد؟

وقتی نمود خارجی ندارد یعنی یک جایی از روند آموزشی ما دچار اشکال است.

اگر نخواهیم به اشکالاتمان توجه کنیم به قول بسیاری از بزرگان تهدیدها تبدیل به آسیب میشوند.

پس به تهدیدها توجه کنیم که به آسیب منجر نشود و مبحث آسیب شناسی که در مسائل اجتماعی پیش می آید عمق پیدا نکند.

مثلا بچه ای ۴ساله به مهدکودک رفته اما بخاطر ناآگاهی مربی این بچه شب از ترس

نمی تواند بخوابد برای اینکه به این بچه گفته شده روز عاشورا چه اتفاقی افتاده و

 سرمبارک امام حسین از بدن جدا شده .

سوال من از این مربی این است دانستن این مطلب چه کمکی به یک بچه ۴ساله میکند

برای عاشق دین شدنش؟

این همان بچه ایست که حتی اگر پسربچه هم باشد چادر نماز مادرش را سرش میکند

و نماز میخواند یا کتاب دعای مادر را میگیرد و بازی میکند.

برای همین است که استاد مطهری اشاره کردند به اون هنری که لازمش این است که

چه موقع چه چیز را گوییم که نتیجه معکوس ندهد.

جمله ئ بسیار زیبایی هست که میگوید :

انسانهای بزرگ به دنیا نمی آیند بلکه انسانهای بزرگ ساخته میشوند.

و این مسئولیت به عهده ئ مربیان است که چکار بکنند که این بچه ها بتوانند

رشد صحیح شان را طی کنند .

ریس فرهنگ سرای قرآن یک پیشنهادی دادندکه بیایید هنر را وارد معارف اسلامی کنید .

مسابقه های هنری برای بچه ها بگذارید.

این یعنی اون مرز تعهد و تخصصی که امام خیلی بهش تکیه میکردن

اینکه ما الان به دنبال متعهدینی هستیم که متخصص بشن و متخصصینی که متعهدبشن.

و لازمش این است که کنار هم در یک جمع هرکدام از تخصصی که داریم

در حدی که می توانیم استفاده کنیم.

ویک مجموعه کاملی رو تشکیل بدیم که اگر تهدیدی برای جوانانمان هست

تبدیل به آسیب نشود انشالله.

 خانم کامکار مبحث تعلیم و تربیت را با دعایی بسیار زیبا به پایان رساندند.

(خدایا از پرسش های ما مراقبت کن.

و از کسانی که پاسخ به پرسشهای ما میدهند بیشتر مراقبت کن.

به آنان علم و بردباری بده تا مطمئن باشند پاسخی که می دهند صحیح است و در برابر نادانی ما بردبار باشند تا اطمینان پیدا کنند که آنچه را که باید آموخته ایم.)

آمین یا رب العالمین

پایان مبحث تعلیم و تربیت.

 بخشی از سخنان سرکارخانم شیده کامکار روانشناس برنامه تصویر زندگی 

هفته تعلیم و تربیت (بخش دوم)

سلام دوستان بخش دوم  سخنان خانم کامکار روانشناس خوب برنامه  تصویر زندگی را در خصوص

هفته تعلیم و تربیت را ارائه میکنم.امیدوارم دوست داشته باشید.

خانم کامکار مبحث را اینگونه آغاز کردند:

یک مسئله مهم در امور تربیتی این است که بچه ها گروهی باهم کار کنند.

صندلی بازی یادتونه؟یک همایش کیفیتی داشتیم در سال ۸۸

ما 9صندلی میگذاریم به 10بچه می گوییم بدوند و هر کسی که جا پیدا نکند سوخته.

می دانید الان در مهد کودک های ژاپن دارند چکار میکنند؟

9صندلی می گذارند و به 10 بچه میگویند اگر 1نفرتان بدون جا بماند همتان سوختید.

باید یاد بگیرد 10نفر رو 9صندلی بنشینید.

این معنی یک کار گروهیست .

 این معنی اینست که من پیامبری دارم که شرایط آزادی اسرا را باسواد کردن آدمها می دانست .

ببینید ما هنوز معلمهایی را قطعا بخاطر داریم که جزوهاشون رو تاکثیر نمی کردن

از ترس اینکه یک معلم دیگری از جزوهاشان استفاده کند.

و شما الان دارید می بینید در اینترنت چه اتفاقی دارد می افتد!

کل کتاب روی صفحه شماست تا پیرینت بگیرید.

مطلب دیگر اینکه مربی های تربیتی خیلی ازش استفاده میکنند مسئله قصه گویست.

خود لغت قصه به معنی دنبال کردن است به معنی پی جویی است.

میگویند قصه به این دلیل جالبه که فردی که میشنود به دنبالش میرود.

حالا چرا بعضی اوقات بچه های ما قصه های ما رو دوست ندارند؟

شاید برای اینکه قصه به صورت مستقیم بیان میشه و بچه ها خودشان را درقالب قصه

نمی توانند بگنجانند برای همین دوست ندارند.

اصلا باید قصه غیر مستقیم بیان شود .

تمام کارتونهای زیبایی که ساخته میشود حیوان دارد حرف می زند،ماه وخورشید

حرف میزند،ما داریم چکار میکنیم؟

جاندارپنداری را درشون ایجاد میکنیم .

مثلاً اگر بچه ای لگد به درختی زد بهش میگوییم نکن مامان دردش میاد ،

ممکن شما درد رو نبینید یا درخت آخ که میگه نشنوید .

قصه بخاطر غیر مستقیم بودنش دلپذیر می شود.

خیلی وقتها ما میدانیم یک کاری را داریم اشتباه انجام میدهیم

 اما دوست نداریم کسی مستقیم بهمان بگوید

و شیوه غیر مستقیم گویی قصه انسانها را به خودشان می آورد حتی بچه های کوچک.

آن وقت ما دقیقا راجب مسائله دین تو خیلی از مراحل خشک و سرد برخورد میکنیم.

آن هم بطور مستقیم

یعنی چیزی که در قالب ذهنی خودمان است را وارد قالب ذهن یک بچه 4یا 5سال میکنیم.

یک مربی که میخواهد درس دین دهد یعنی درس عشق بدهد باید عاشق باشد.

یعنی اصلا بچه دین رو چیزی جز عشق نباید ببیند ،به همین دلیل خیلی از فیلمهای و

 سریال های تلوزیونی را توصیه میکنم به خانواده ها که نگذارید بچه های کوچکتان ببیند .

چون بچه نمی داند جنگ چیست؟یا خون خواهی چه معنی میدهد؟

و این گوشه ذهن بچه می ماند که چرا در یک شرایط اسلامی همش همه دارند

با هم دعوا میکنند؟چرا یک نفر را به زندان می اندازند؟

مگر اینکه شما جزو پدر و مادرهایی باشید که خیلی به بچه توضیح دهید .

یعنی زمینه سازی فکری برایشان کنید

که همون جمله زیبای فیلم محمد رسول الله :از راه دلها وارد شوید.

ادامه دارد.........................................

بخشی از سخنان سرکار خانم شیده کامکار روانشناس برنامه تصویر زندگی

هفته تعلیم و تربیت (بخش اول)

تعلیم و تربیت (بخش اول)

سلام دوستان 8اسفند هفته تعلیم و تربیت  است که به همه دستندرکاران امور تربیتی کشورمان تبریک می گویم.

امور تربیتی شجره طیبه‌ای است که با تلاش دوشهید بزرگوار عرصه اخلاص و خدمت، شهیدان رجایی و باهنر، در گستره بیکران آموزش و پرورش ایران اسلامی رویید .بر این اساس «هفته تعلیم و تربیت اسلامی و روز امور تربیتی » فرصت مناسبی است تا آموزش و پرورش بتواند ضمن ایجاد فضای بحث و تبادل نظر برای آسیب شناسی وضعیت موجود،‌ راهکارهای بهبود و ارتقای امور تربیتی را مورد بررسی قرار دهد.

من در اینجا سخنان خانم کامکار روانشناس خوب برنامه  تصویر زندگی را در خصوص هفته تعلیم و تربیت به 3بخش تقسیم کردم که بخش اول را امروز ارائه میکنم.امیدوارم دوست داشته باشید.

خانم کامکار مبحث را اینگونه آغاز کردند:

وقتی من امروز می خواستم مطالب را جمع آوری کنم فکر کردم من به عنوان یک مسلمان چقدر به خودم می بالم.

بعد از شرافت( بسم الله الرحمن الرحیم ) اولین فرمانی که خداوند به پیامبر من میدهد :فرمان خواندن است ،جزو قسم های قرآنی من قسم به قلم است.یک جایگاه ویژه ای دارد این تعلیم و تربیت در مکتب اسلام و امیدوارم ما دانش آموزان خوبی باشیم در این مکتب به خصوص اگر داریم رو دین و ایمان بچه ها کار میکنیم. یعنی اگر جزو کسانی هستیم که می خواهیم در دوران دبستان و راهنمایی بچه ها آشنا کنیم با یک سری از اصول تربیتی این اصول حتماً باید از مغز بچه ها استفاده شود.آیا میدونید مغز انسان چقدر حافظه اش قدرت دارد؟ 10تریلیون بایت! قشر بینایی ما 72 گی گابایت دارداطلاعات وارد مغز ما میکند.چه اتفاقی کجای شرایط آموزشی ما دچار آسیب شده که بچه ها آنجور که باید از مغزشان استفاده نمی کنند؟ شاید بپرسید مگه قبلا استفاده میکردن؟

شاید خود خواهی باشد اما در زمان قدیم چون زمینه های تربیتی محدود بود افراد می دانستند به دنبال چه چیزی بروند.

الان بچه ها زمینه هایی که می توانند به دنبالش روند بسیار زیاد است و ما می خواهیم تربیت را اصلا این جور معنا کنیم :

پیدا کردن استعدادبچه ها و جهت دهی صحیح به این استعدادها .

 ببینید الان تقریباً هیچ کجای دنیا از شما آزمون هوش نمی گیرند از شما آزمون استعداد میگیرند .(یعنی حتی یک فردی که عقب ماندگی ذهنی داشته باشد توانایی یکسری کارها را دارد که اگر استعدادش در همان جهت سوق داده شود این آدم می تواند موفق باشد)

حال این به عهده ئ مربی که این روش را پیدا کند چرا که دانش آموز که چیزی نمی داند .این معلم است که در هر رشته ای به خصوص معلم تربیتی و یا مشاوره  مدرسه باید بداندکه چکار کنیم.

استاد مطهری یک جمله ای بسیار زیبا دارند .ایشان می فرمایند: (نهادهای اجتماعی بخصوص نهادهایی که در کارتربیت دست اند کارند باید به عنوان پناه گاهایی باشند برای ظهور پرسشهای پنهان در لایحه های ذهنی بچه ها)

خانم کامکار ادامه می دهند: اگر دانش آموز جرائت نکند از شما سوال کند حتما جای دیگری به دنبال جواب سوالش میرود.

چون من معلم با این دید باید نگاه کنم که این بچه ها امانت در دست من هستند و هرکاری که من میکنم چیزیست که آینده این بچه ها را می سازد.بنابراین  خیلی مهم است که من معلم مطمئن باشم که روش من راجب این آدم خاص کاربرد دارد .اگر معلم با دانش آموزی مواجه است که فرایض دینی را که باید انجام شود مثلا جشنی در مدرسه هست و دانش آموزی خودش را کنار میکشد خیلی بد است که به عنوان یک معلم سریع یک برچسب به این بچه بزنم که او بی دین و ایمان است.(راه گپ و گفت با بچه ها را باید باز کرد.)

باید به بچه ها این فرصت را داد که ابراز وجود کنند حتی اگر مخالف با چیزی که عقیده اصلی شماست بگذارید بگویند که بتوانید راهنمایشان کنید.عقیده ای که در یک مرحله دارد دچار آسیب می شود اگر شما ندونید خدایی ناکرده به ناکجا آباد میرسد.پس اگر بچه ها جرائت صحبت کردن رو داشته باشند یعنی مربی آغوش بازی داشته باشد که بچه ها مطمئن باشند قضاوتی راجبشان نمی شود و باید راهنمایی شوند قطعاً سوالاتشان را درمیان میگذارند.

 بخشی از سخنان سرکار خانم شیده کامکار روانشناس برنامه تصویر زندگی

این مبحث در هفته تعلیم و تربیت ادامه دارد..................................

گفتنی است؛ یکشنبه 8 اسفند ماه ، روز امور تربیتی، قرآن، عترت و ولایت، 9 اسفند ماه، روز امور تربیتی، پیشکسوتان و فعالان حوزه تربیت اسلامی، سه شنبه  10 اسفند ماه، روز امور تربیتی، خانواده و سبک زندگی،‌ ‌11 اسفند ماه، روز امور تربیتی، و بهداشت روح و روان، ، 12 اسفند ماه،‌ روز امور تربیتی، مشاوره و هدایت تحصیلی و شغلی،‌ 13 اسفندماه،‌ روز امور تربیتی، شهدا و ایثارگران، 14 اسفند ماه،‌ روز امور تربیتی، فرهنگی و هنراسلامی ایرانی و حفظ ارزش‌ها نام گذاری شده است.

خاطره ای کوتاه از شهید زین الدین

چند تا از بچه ها، کنار آب جمع شده بودند. یکیشان، براى تفریح; تیراندازى مى کرد توى آب.

زین الدین سر رسید و گفت «این تیرها، بیت الماله. حرومش نکنین.»

جواب داد «به شما چه؟» و با دست هُلش داد.

زین الدین که رفت، صادقى آمد و پرسید «چى شده؟»

بعد گفت «مى دونى کى رو هُل دادى اخوى؟»

دویده بود دنبالش براى عذرخواهى

که جوابش را داده بود «مهم نیست. من فقط امر به معروف کردم.

گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته

روز بارانی

 
اولین روز بارانی را بخاطر داری؟!
 
دویدم و خندیدم و به شالاپ شولوپ گل ها عشق ورزیدم...

دومین روز بارانی را چطور؟! تو برای پیش بینی یک چتر آورده بودی

تو برای اینکه من خیس نشوم چتر را بالای سر من گرفتی و شانه چپت کاملا خیس شد...

سومین روز بارانی را چطور؟!تو گفتی سرت درد میکنه و حوصله نداری و چتر را بالای سر

خودت گرفتی و شانه راسته من کاملا خیس شد...

چهارمین روز بارانی را چطور؟!تو یک چتراضافی آورده بودی و برای اینکه چترهایمان بهم

برخورد نکند دوقدم از هم فاصله گرفتیم...

فردا برای قدم زدن نمی آیم خودت تنها برو...

دکتر شریعتی