سلام دوستان چند وقت پیش برای یکی از دوستان صمیمی ام
اتفاقی افتاد که وقتی تو وبش خوندم
گفتم حتما منم باید تو
وبم بزارمش شرح حال دوستم رو بخونید وحتماً حتماً نظرتون رو بگید.
بعضی چیزا توفیق میخواد مثل فحش خوردن و کتک خوردن
امروز در برگشت از یه مسیری با چند تن از دوستان ،
بنا به درخواست یکی از اونها قرار شد برای حرف زدن و شنیدن باهاش از مترو برم
تو مترو در بدو ورود یهو دعوا شد ،صدا بالا گرفت ،یه خانم چادری به چند نفر از خواهرهای ... که
ظاهرا داشتن روزه خواری میکردن یه کلام گفتن خانم مراعات کنید ،
گفتن همانا و جیغ و داد و فحش دادن همانا
داشتن خانومرو میخوردن
،بر خودم واجب دیدم برم و از خانمی که امر به معروف کرده بود تو اون جمعیت
فشن دفاع کنم ،دختره داشت بلند بلند فحش میداد که گفتم خانم چرا فحش میدی ؟
گفت بتو چه ؟ یهو گفت تو چی میگی فلان و <<<<<< .........<<<<<<
برگشت به بغلیش گفت :
اینا (ما چادریها ) بوی گند میدن
گفتم بیا لباسمو ببین من با این چادر و دم و دستگاه بو میدم
یا تو
مشغول بگو مگو بودم که یکی از اون وسط گفت ببین خانم نه من با اونا کار دارم نه شما
اما شماها دارید زور میگید!!
گفت کدوم شرع و مذهب گفته به کسی که نمیتونه روزه بگیره بگی روزه خواری نکن
گفتم شرع اسلام
گفت چرا فکر میکنی اون چیزی که شما ها میگید راسته ؟
گفتم بیا نشونت بدم گفتم اصلا شرعو بیخیال قانون گفته .
گفت قانون رو چیکار دارم . گفتم بالاخره یا شرع یا قانون رو باید قبول داشته باشی دیگه
از سمت شمال شرقی دعوا ،
یکی گفت آیا باید رو پیشونیم بنویسم که من مسلمون نیستم و روزه نمیگیرم
باید رو صورتم حک کنم که من هم مسلک شما نیستم ؟
گفتم نیازی به حک نیست اما همون مسلک شما قبول کرده که قانون کشور اسلامی
رو در ملا عام رعایت کنه احوال شخصیتون مال خودتون .
گفت و گفتم یهو یکی از اونایی که از اول فحش و دریبری نثار ما کرد حمله کرد سمت من
گفتم دمم گرم من هم شدم سومین ناهی منکر خانم که کتک خورده
فردا هم از خبرگزاری فارس و ... تماس میگیرن برای مصاحبه لله و محض ریا علی الله
یهو داد زد مثل اینکه گیسات رو سرت زیادی میکنه، منم که دست بزنم خوبه
اما نخواستم دعوا رو شروع کنم
گفتم نهایتا اینه که دفاع میکنم و نهایتش میشم شهید راه امر به معروف و !!!!!
تو این هاگیر واگیر بود که دوستم منو کشید عقب و شهادت نصیب ما نشد
در فضای بین نگاه ساکتین و فحش حاضرین بودیم که النهایه به ایستگاه آزادی رسیدیم و برای آزادی
خارج شدیم ....
امروز فهمیدم که گفته حاج آقا پناهیان یعنی چی
" امروز آبرو دادن سختر از جون دادنه"
و امروز
فهمیدم که بردن نام زهرا بی مایه فتیر است
(بله دوستان اینم روزی دوست من بود ماها یادمون میره که امام حسین سرش رو در راه امر به معروف و نهی از منکری داد که امثال این خانوم فحاش ممکن است حتی برایش عزاداری کنند.
امر به معروفی که تو جامعه ی ما مرده!)
دوست خوبم بهت افتخار میکنم و به شهامتت آفرین میگم.
دوست داشتید به وب دوستم سر بزنید
http://www.43780.blogfa.com/