و علی(ع) باز هم سرش را از فرط سنگینی مصیبت ها در چاه میکند

و همچنان راز دلش را ...گریه هایش را... با چاه در میان میگذارد ...

نه از درد زمان و سنگینی مصیبت های خود !!! علی این بار از درد من و تو گریه میکند ...

از درد من و تویی که نام او را سلسله وار و مادر زادی یدک کشیدیم ...

واویلا بر منه مادرزادی !!!!

واویلا بر من که نام علی را از میان اذان ها شنیده ام و دیگر هیچ...

واویلا بر من که علی را تنها نام فرزندم گذاشتم و دیگر هیچ....

وایلا بر من که علی را تنها در هنگام برخواستن صدا زدم و دیگر هیچ...

واویلا بر من که علی را تنها داماد پیامبر دانستم و دیگر هیچ...

وایلا بر من که علی را تنها در قاب دست بافت نصب شده بر دیوار خانه ی مادر بزرگم

یافتم دیگر هیچ....

و اویلا بر من که علی را تنها در شبهای احیا واسطه اش کردم و دیگر هیچ....

واویلا بر من که نام علی را از میان دارچین های شله زرد نذری ام دیدم و دیگر هیچ...

واویلا بر من که یک اهل سنت کتاب او را از بحر هست و من هیچ..و...هیچ...

دیگر هیچ ...................و ..........................هیچ........................هیچ

واویلا بر منه مادرزادی !!!!

و علی همچنان اشک می ریزد و داستان غربتش را با چاه میگوید.

واویلا بر دل علی.......

نویسنده :آزاده

(بچه شیعه های گل برای شنیدن حرفهای مولایمان علی(ع)

بیایید از امشب 2خطبه از نهج البلاغه را بخوانیم .)