سلام دوستان اولین سالگرد باورهای طلایست ،

نمی دانم باورهای طلایی در این یک سال چه نقشی در زندگی شما داشته !

امیدوارم بابت تمام ضعف ها و کسری هایش عف کنید.

(نخواهم ماند در این تن خاکی...)

 نخواهم ماند در این تن خاکی

و پرواز را خواهم آموخت هر چند سخت 

هرچند غیر ممکن.....

و این منم که از غیر ممکن رنگی ممکن میسازم به تجلی باورهایم

باورهایی که در پستوی خانه ی دیانت خاک خورده

باید گردگیری کرد

از کجا نمیدانم

اما میدانم باید شروع کرد و غبارها را پاک کرد

نمی دانم ذره ذره یا پیوسته

اما میدانم هنوز فاصله دارم بین خود و شعارزدگی هایم

آری من فاصله دارم از خود و باورهای طلایی ام

باید به جنگ این غبارها روم

که اگر نروم رسوب میکنم

و حجم غبارها نه تنها باورها

بلکه طلا بودنم را از من میگیرد

و تنها رنگی که می ماند کاه گِل است

ومن نمی خواهم رنگ کاه گِل باشم

پس باید آغاز کنم در فصلی دوباره

نویسنده:آزاده